چنگ انداخت بر عمیق ترین نقطه ی خاک ٬
آنگاه که باز هم عریانی شاخه ها٬
رویای رستن را دست برآوردند بر آسمانها
که زمین پوشانده ی ململ شکوفه هاست!
و اینک باد سرمست٬
زوزه کشان٬
رایحه ی خوش شکوفه ها را به هرسو
می کشد!
(ف.فریاد)

سال ۸۵ با همه خاطرات خوب و بدش داره تموم میشه یا بهتر بگم تموم شد!
من اعتقاد ندارم که بدیها رو باید فراموش کرد٬
نه اونا رو باید به خاطر داشت تا همیشه! تا قدر شادی و خوشی دونسته بشه!
منم سال ۸۵ رو فراموش نمیکنم!
میخوام با زنده نگه داشتن یاد این سال تا آخر عمرم قدر چیزی که خدا بهم داد رو بدونم!
قدر عشقی که واسم یه رویای دور دست نیافتنی بود!قدر ندا رو!![]()
تو یه کتابی خوندم وقتی که زندگیت به تاریک ترین لحظه اش میرسه همیشه به خودت بگو پس دیگه الان نزدیک خوشی و شادیمه!
چون این قانون طبیعته که بعد تاریکی روشنایی بیاد!پس خوشحال باش که بد ترین چیز رو چشیدی و دیگه نوبت شادی تو هستش!![]()
میدونم تو سال ۸۵ معنی واقعی حکمت خدا رو چشیدم و اون موقع که فکر میکردم خدا تنهام گذاشته اشتباه میکردم
!و خدا بیشتر از خودم یا هرکس دیگه ای هوامو داشت و بهم کمک کرد.
اونم یه طوری که خودم نمیفهمیدم!اما الان که به عقب نگاه میکنم تو لحظه لحظه اش جا پای خدا رو میبینم!![]()
ندای خوبم
٬ این اولین بهاریه که با همیم٬ تا ۱۰۰ تا بهار کلی وقت داریم!![]()

بدون تو جذاب ترین و با شکوه ترین حادثه ی زندگیه منی! و
با تو انگار تو بهشتم٬با تو پر سعادتم من!
دیگه از مرگ نمیترسم٬عاشق شهامتم من!
عیدت مبارک بانوی موسیقی و گل!
ودر آخر یه صحبت خصوصی با خدا در مورد آینده:
خدا٬ خدا ٬ خدایا٬اگر به کام من جهان نگردانی
جهان بسوزانم!
اگر خدا٬خدایا٬ مرا بگریانی٬من آسمانت را
ز غم بگریانم!



