تبليغاتX
کلاهبرداری مای کارت mycardsgroup.com
مرخصی درون شهری 

 

سلااااااااااااااااااام.خوب که هستین؟من الان کرمانشاه هستم.دیگه آخرای دوره ی آموزشیمه!الان اومدیم یه ۵ ساعتی مرخصی درون شهری!

تو پادگان مثل زندان میمونه!روزای اول واقعا سخت بود!همه چیز به بدترین شکل ممکن بود!واقعا از نظر روحی داغون بودم.دلتنگ بودم.اما الا با تموم شدن این دوره حس میکنم دلم برای اینجا تنگ میشه!این محیط که دیگه تکرار نمیشه!

چیزای زیادی یاد گرفتم از این اجتماع ۱۲۰ نفری(هر گروهان ِ هر گردان ۱۲۰ نفر هستش!) که همه قشر تحصیلکرده ی این اجتماع بودن و از شهر های مختلف!خیلی تجربه ی نادر و جالبی بود!

دیشب رزم شبانه بودیم اون هم جالب بود و یاد گرفتن تکنیک های صحرا نوردی تو شب وجهت یابی و این چیز ها هم جالب تر.هفته ی بعد هم با رفتن به یک اردو چند روزه دوره ی آموزشی ما تموم میشه!

پ.ن :در هر صورت دلم برات خیلی تنگه ندا٬واسه ی دوباره دیدنت لحظه شماری میکنم!دیگه نمیخوام تحت هیچ شرایطی ازت دور بشم!

پ.ن ۲ :با اینکه۱ ساعت پیش زنگ زده بودی آسایشگاه و صدات روشنیدم اما باز هم دلم تنگه!اصلا معلوم هست با این دل من چی کار کردی تو؟!!!

پ.ن ۳ :دوست دارم فت(فط!!!) و فراووون!!

 

|+|
نوشته شده توسط مردی که دنیا را فروخت در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 17:15